با همه ...
بچه هاي قاليباف خانه بهرنگي هميشه واسم يه قصه بود يه قصه تلخ ! تا اينكه خودم پينه هاي كف دست يكي از همون بچه هاي قاليباف رو لمس كردم ! و بخاطر همون پينه ها براحتي ازش گذشتم ! چون اين پينه ها فقط تو قصه ها ارزش داشت . بيرون قصه ها اين پينه ها نشانه نداريه بدبختيه فقره !!! و فقر بيرون از قصه يعني ننگ يعني اينكه سهمت از زندگي فقط رنجه تلخيه و يه شكم هميشه گرسنه ست ! يعني اينكه حقارت ! يعني ....... يعني..... بخاطر اون پينه ها مردم به من حق ميدن كه من ان قدر پست بشم كه از تو بگذرم !!!و برعكس قصه ها من قهرمانم نه تو با پينه هاي كف دستت !
ولي من با همه پستيم هنوزم دوستت دارم !
+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 19:50 توسط فاطمه
|